گذار از وعده به عمل در آموزش الکترونیکی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
محمد آکوچکیان
کلمات کلیدی: آموزش الکترونیکی، مدیریت استراتژیک، تمدن اطلاعاتی، فناوری اطلاعات، مدیریت دانش محور، جهانی شدن
چکیده:
در این نوشتار به تاثیرات نگرش استراتژیک به نقش آموزش الکترونیک در حوزه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری پرداخته می شود. در عین حال همراه با ارائه مباحث نظری، نتایج عملیاتی آن نیز در برنامه سازمان استان اصفهان مورد بحث قرار می گیرد. این مقاله علاوه بر بازانگاری در نوع نگاه به آموزش الکترونیکی، به راهکارهائی برای ایجاد کارآفرینی چند لایه، توسعه جغرافیائی و موضوعی آموزش مجازی در قالب یک سازمان و نتایج راهبردی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، از طریق آن خواهد پرداخت. ورود به این مبحث در اغلب سازمانها با ساده انگاریهائی همراه است که بی فرجامی برنامه را به همراه خواهد داشت. این نوشتار در تلاش است تا از ترکیب انواع تلاشهای ملی و بین المللی به درک عمیق تری از مدیریت و اجرای برنامه های آموزش الکترونیک دست یابد.
در این نوشتار مدلی ارائه می گردد که بر اساس تجربه در سازمان استان اصفهان و چند سازمان دیگر طراحی و تثبیت گردیده است.
مقدمه:
تا به امروز هرجا به موضوع آموزش مجازی پرداخته می شده تمام تلاش بر توجیه استفاده از آن بوده است. این دوران دیگر به سر آمده. همه مدیران میانی، کاربران عادی، خانواده ها و ... می دانند و با تمام وجود پذیرفته اند. اما یک سوال اساسی برای مدیران ارشد همچنان پابرجاست! آنها به چیزی فراتر از کاهش هزینه ها، گسترش بیشتر حیطه آموزشی و افزایش کارآئی نیازمند هستند1. آنها از پس این سرمایه گذاری، با سوالی ژرفتر روبرو خواهند بود. کاهش هزینه ها، افزایش گستره عملکرد، آسایش بیشتر کاربران و ... شاید برای کاربران عادی آموزش، جذاب باشد، اما برای یک مدیر ارشد وسیله ایست برای رسیدن به مجموعه اهداف استراتژیک. يادگيري الكترونيكي به دليل طبيعت دانشمداري خود، نيازمند بازمهندسي تكنيكها، راهبردها و رويكردهاي خود بر اساس مديريت دانش است. اگر دهة پاياني قرن بيستم دهة انفجار فناوري اطلاعات و ارتباطات بود، در دهة آغازين قرن بيست و يكم با هضم فناوري اطلاعات در سيستمها و فرايندهاي مديريتي، ما شاهد انقلاب مديريت در دنيا خواهيم بود. انقلابي كه ابعاد اقتصادي و اجتماعي و حتي سياسي آن هنوز به طور كامل شناخته نشده است.
آموزش الکترونیکی از منظر استرتژیک:
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری چنانچه خواستار ورود اصولی به حوزه آموزش الکترونیکی باشد باید خود را آماده اولین تغییر اساسی در نگاه به آموزش بر اساس فناوری اطلاعات و ارتباطات بنماید. اینترنت آموزش را به جاهائی برده است که پیش از آن، سابقه ای از آموزش در آنجا نبوده است. اما این شاید یک کمینه برای توانمندیهای آن باشد. ظاهرا بازگشتی نیز وجود ندارد. مدیریت و اجرای آموزش تغییر شکل داده اند. آموزش مبتنی بر اینترنت فقط نقطه آغازین راه است، هنوز می توان منتظر چشم اندازهای بزرگتری در میانه راه بود. آموزش الکترونیکی شکل جدیدی از نمایش محتوای درسی از راه دور نیست، بلکه آغاز شیوه ای جدید در مدیریت آموزشی است. به نظر مک کاستاو، "اگر بتوانیم دوره های آموزشی خود را به صورت آنلاین اداره کنیم، می توانیم به کل جامعه دسترسی یابیم."
نگرش درست به کاربردهای کلان آموزش الکترونیکی، انقلابی در حوزه های مرتبط با آن را به همراه خواهد داشت. انقلاب واقعی آن چیزی نیست که در حوزه سخت افزار و نرم افزار و فناوریهای آنها به وقوع می پیوندد. بلکه آن چیزیست که در زمینه فناوری فکری اطلاعات، ارتباطات و افزایش دانش و هوش بشری رخ می دهد. بررسی این قابلیتهای انقلابی بدون بررسی تاثیرات فناوری اطلاعات امکان ناپذیر است. انقلاب اطلاعاتي با ظهور منابع ديجيتالي و ابزارهاي ارتباطي ديگر بار تمامي جوانب زندگي انسان معاصر و از جمله نظامهاي آموزشي را دچار تغييرات بنيادين كرده و ورود به عصر اطلاعات (Information Age) و گسترش ابزارها و كاربردهاي فناوري ارتباطات، سبب شكلگيري رويكردي جديد در امر آموزش براي حل و رفع اين چالش نسبتاً قديمي شده است. فناوري اطلاعات به عنوان يك رسانه جديد، بر اساس تئوري «مك لوهان»: «رسانه همان پيام است»، حاوي پيامها و مفاهيمي براي توسعة جامعة اطلاعاتي (Information Society) به جامعة دانشمدار (Knowledge Society) است كه سرعت و استمرار آن، در موج چهارم حيات بشر به وسيله دو مفهوم «مديريت دانش» و «يادگيري الكترونيكي» صورت ميگيرد 4.
از ترکیب اصول جهانی شدن و مدیریت دانش محور، اصلی ترین نقشی که برای آموزش الکترونیکی مترتب خواهد بود، نقش یک بازوی استراتژیک برای سازمان است.
چنانچه یک سازمان آموزش الکترونیکی را ترکیبی از توانمندی فنی و مدیریت استراتژیک آموزشی در یک سازمان دانش محور بدانیم و آن را به عنوان یک پلتقورم و نه مکفل آموزش الکترونیکی در نظر بگیریم، یک سازمان آموزش الکترونیک به وجود می آیدکه بر اساس مدیریت دانش اداره می شود. مديريت دانش يعني فرايند استفادة خلاق، مؤثر و كارآمد از كليه دانشها و اطلاعات، با انگيزة مديريت تغييرات در دسترس سازمان به نفع مشتري و مخاطب و در نتيجه به سود خود سازمان. به اين ترتيب ملاحظه ميشود كه دانش دارايي فكري است كه در اقتصاد و مديريت جديد جهاني و در تكاپوي توليد دانش از داراييهاي سنتي سرمايهاي و انبانه سازي مرسوم انديشهاي مهمتر خواهد بود. همانطور كه اين متن نشان ميدهد، اين مفهوم تازهاي نيست اما پيشرفتهاي اخير در زمينه فناوری اطلاعات فرصتهاي آسانتري فراهم ميآورد كه بتوان دانش را به نحو مؤثرتري كسب و آن را تنظيم و توزيع كرد. براي به دست آوردن توان تبديل دانش به مزيت رقابتي، سازمانها بايستي محيطي فرهنگي به وجود آورند كه در آن دانش و اطلاعات تسهيم و مديريت شود و مورد استفاده قرار گيرد.
آموزش الکترونیک به دلیل گستردگی حوزه عملکرد، همراه شدن با ابزارهای ارتباطی و سرعت قابل قبول برای گذراندن فرآیند آموزشی به همراه کاهش هزینه ها، شرایط خاصی را برای عملکرد راهبردی آموزش الکترونیک ایجاد نموده است که پیش از این برای آموزش متصور نبوده است. در تجربه ملی و بین المللی سامانه آموزش الکترونیکی سازمان و از مقایسه آن با تجربیات آموزش سنتی، به وضوح متوجه شدیم که آموزش الکترونیک از منظر یک ابزار استراتژیک دارای کارکردهای متفاوتی در حوزه های مدیریت اقتصادی، مدیریت سیاسی و مدیریت فرهنگی است.
اما مدیریت سیاسی و فرهنگی در کجای یک سازمان آموزش الکترونیک جای می گیرد؟ بسیار ساده، در همه جای آن. نگاهی تاریخی به عملکرد قدرتهای مختلف در گذر، خصوصا در دوران معاصر، نشان می دهد که طلایه دار نفوذ سیاسی، مبلغات مذهبی، معلمان و مستشارانی بوده اند که صرفا به نام آموزش و فرهنگ، وارد جوامع شده اند. امروزه هم به صورت گسترده ای آفریقا، کشورهای عربی، آسیای میانه، روسیه و اروپای شرقی، محل سرمایه گذاری و حضور گسترده مراکز آموزشی کشورهای غربی شده اند. حتی دولتها قدرتمندی نظیر روسیه با تشکیلات گسترده اطلاعاتی و امنیتی به دلیل ضعف ساختار آموزشی و فرهنگی، به سختی قادر به توقف تلاشهای آموزشی کشورهائی نظیر انگلستان شده اند. در پایان سال 2007 روسیه با تعطیل نمودن دفاتر شوراهای فرهنگی بریتانیا به دلیل آنچه توطئه آموزشی انگلیس خواند وارد یک نبرد فرهنگی تمام عیار با این کشور شد.
در واقع آموزش برای قدرتها (چه در دوران تولد و توسعه و چه در دوران تثبیت) فراتر از یک حرکت نوع دوستانه، ابزاری برای نفوذ در فرهنگ، تمدن و نگرش جوامع مختلف است. از طرفی ابزارهای فناورانه عصر اطلاعات و ارتباطات، چنان گستره عملکرد و قدر تاثیر آموزش را افزایش داده است که آموزش الکترونیک را تبدیل به ابزاری راهبردی برای دولتها نموده است. پس از اشغال عراق، دولتهای آمریکا و بریتانیا با سرمایه گذاری گسترده در توسعه آموزش الکترونیک مسیری نو را در استعمار دوران جدید بنیان گذاری نمودند. محتوای آموزشی ارائه شده تماما غربی، با مضمون قوم گرایانه و متفاوت با سنتهای ملی عراق می باشند. لذا از منظر مدیریت راهبردی فرهنگی و سیاسی، آموزش الکترونیک، چنانچه صورتی ملی و یا بین المللی به خود گیرد، نفوذی گسترده و تاثیرگذاری شگرفی در فرهنگ جوامع هدف خواهد داشت.
پذیرش تغییرات، پیش نیاز بنیادی اجرا:
هر جبش انقلابی و یا اصلاحی لاجرم منجر به تغییراتی شگرف خواهد گردید. لذا پیش از ورود سازمان به مرحله عملیاتی آموزش الکترونیک، باید تغییراتی پذیرفته شود:
تغییر در ساختار:
در بدو ورود فناوری اطلاعات به درون سازمانها، مدیران، بخشهای مختلف خود را برای دست یابی به کارائی بالاتر، به کارکردهای مختلف آن مجهز می کردند. به عبارتی آنها فناوری اطلاعات را در طول سازمان خود سازماندهی می نمودند. به مرور زمان، تنوع کاربردهای فناوری اطلاعات و تنوع نیازهای سازمان رو به فزونی گذاشت. در این ساختار بخشهای متعدد سازمان برنامه ها و استانداردهای متعددی را برای خود تدارک می دیدند. اما ورود مفهوم جهانی شدن و تاثیرات متقابل آن با فناوری اطلاعات و ارتباطات، مفهوم جدیدتر تمدن اطلاعاتی را پدید آورد. تمدنی که بیش از آنکه به زمین، سرمایه و مواد خام متکی باشد، مبتنی بر نیروی خلاقیت بشری و نبوغ و ابتکار اوست. به گفته بل، جامعه اطلاعاتی جدید سه ویژگی دارد: (1) در حال گذار از تولید کالا، به ارائه خدمات است. (2) بر کد گذاری دانش نظری برای ابداع و اختراع در فناوری تاکید می ورزد. (3) فناوری فکری جدیدی ایجاد می کند که به منزله کلید تحلیل نظامها است. 5
همه اینها سازمان را در معرض یک تصمیم استراتژیک قرار می دهد. سازمان دهی خدمات الکترونیک خود در قالب یک سازمان الکترونیک، در عرض سازمان اصلی. این نگاه جدید عملا رویکرد مدیریت سازمان را دگرگون خواهد نمود. از آنجا که آموزش الکترونیکی یک بخش اصلی در خدمات الکترونیکی سازمان فناوری اطلاعات به حساب می آید، به شدت تحت تاثیر این تصمیم گیری است. اینکه مدیریت سازمان الکترونیکی در کجای ساختار سازمانی قرار دارد در ارتباط درونی آن با سایر قسمتهای حقیقی و الکترونیکی و ارتباطات برونی آن با مشتریان بسیار موثر است.
تقریبا اغلب سازمانهای دولتی ایران، یا نگاهی به سازمان الکترونیکی ندارند و یا آن را در طول خود قرار می دهند. پیشنهاد اولیه در عملیاتی نمودن آموزش الکترونیکی، پذیرش ساختار عرضی برای سازمان الکترونیکی است. تجربه عملی سازمان استان اصفهان در نگاه عرضی به سازمان الکترونیکی مزایای زیر را به همراه داشته است:
لزومی به تحول گسترده در ساختار سازمان حقیقی برای پیوستن به خدمات الکترونیکی نبوده و لذا هزینه های سازمان را به شدت کاهش داده است.
سازمان الکترونیکی با سرعت فزاینده ای توسعه یافته و ارتباطات درونی و برونی خود را طراحی و اجرا نموده است.
سازمان الکترونیکی به صورت درون زا ایده ها عملیاتی را خلق و اجرا می نماید.
مجموع تمام این مزایا مدیریت کلان سازمان را با چالشی جدی در توسعه فناوری اطلاعات در درون سازمان روبرو ننموده است.
تغییر در ابزارها:
توجه داشته باشید که سازمان مدیریت، عملیات و پشتیبانی در ساختار مبتنی بر تمدن اطلاعاتی دگرگون شده است. پس ابزارهای آنها نیز دگرگون شده اند. نمی توان به دنیای جدید وارد شد، اما همچنان همان ابزارهای قدیمی را به کار گرفت. در حوزه آموزش الکترونیکی متن ها جای خود را به ابرمتن می دهند و تصاویر نیز با ابزارهای چند رسانه ای جایگزین می شوند. در آموزش سنتی کاربرد ابزارهای چند رسانه ای را پس از اثبات ناتوانی ابزارهای ثنتی می دانند. در حالی که در آموزش مدرن استفاده از ابزارهای سنتی را به نقطه اتمام لزوم استفاده از ابزارهای چند رسانه ای موکول می کنند. آموزش الکترونیکی ابزاری برای ارائه راه حلهای مناسب جهت حل مشکلات کهنه آموزش و یادگیری است، پس نمی توان در راه عملیاتی نمودن آن از ابزارهای سنتی بهره برد.
همه ابزارهای آموزش الکترونیکی به نسبت آموزش سنتی متحول شده اند. ابزارهای اطلاع رسانی، ثبت نام و پشتیبانی نیز تغییر یافته اند. مدیریت بر این ابزارها نیز ناگزیر از تغییر است. اغلب ابزارهای جدید بر اساس فناوری اطلاعات خواهند بود، لذا ارتباط میان آنها نیز بر اساس فناوری ارتباطات خواهد بود. نمی توان در برنامه این فرآیند گسست ایجاد نمود و انتظار موفقیت داشت.
تغییر در مقیاسها و ابزارهای سنجش:
وقتی همه عوامل اولیه در آموزش دچار تغییر می شوند، مقیاسهای زمانی و مکانی نیز با فراز و فرود روبرو خواهند شد. طراحی، تولید و راه اندازی محتوای آموزش الکترونیکی و سامانه های مدیریت آموزشی به نسبت آموزش سنتی به زمان بیشتری (از 66 تا 500 درصد) نیازمند می باشند 6. در عین حال پس از راه اندازی، توسعه جغرافیائی کاربری آن با سرعت بیشتری نسبت به آموزش سنتی صورت می گیرد. زمان، پارامتر مهمی است که بسط و قبض آن مدیریت دگرگونه ای را می طلبد. توجه کنید که اگر با همان مقیاسهای گذشته این فرآیند را نگاه کنیم، چه اشتباهاتی در تصمیم و برنامه ریزی خواهیم داشت.
از جمله نتایج تغییر مقیاس، تغییر ابزارهای سنجش می باشد. شناخت دقیق مقیاسهای جدید، ارزشیابی بعدی را قابل اجرا می سازد. آیا میزان سرمایه گذاری اولیه مناسب بوده؟ آیا نحوه ارائه محتوای آموزشی مناسب است؟ آیا دانشجویان به تمام نیازهای آموزشی خود رسیده اند؟ اینها برخی از سوالات مشترک میان آموزش سنتی و آموزش الکترونیکی هستند. اما از آنجا که مقیاسهای متفاوتی بر هر یک وجود دارد، ابزارهای سنجش متفاوتی را می طلبد. پس با پذیرش مقیاسهای جدید و در اختبار گرفتن ابزارهای متناسب سنجش، عملا راه را برای در دست گرفتن مدیریت جامعه اطلاعاتی خویش گشوده ایم.
اکنون با پذیرش آنچه به انتظار ماست، فرآیند ایجاد سازمان آموزش الکترونیکی را آغاز می کنیم.
طراحی اهداف و ماموریته
سازمانهای الکترونیکی همانند سازمانهای حقیقی نیازمند هدف و ماموریت هستند. سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به دلیل گستردگی وظائف و ماموریتها ، مجموعه بزرگی از چشم اندازها و اهداف را در بر می گیرد. اما یک سازمان با تمام بزرگی ساختاری، برای حفظ تمرکز، ناچار به طراحی یک چشم انداز متمرکز، با کارکرد گسترده خواهد بود.
ترکیب اصول جهانی شدن، مدیریت دانش محور، ماموریتهای اصل 44 قانون اساسی و ماموریتهای اختصاصی سازمان، ماموریت اصلی سازمان آموزش الکترونیکی را نشان می دهد. اصول جهانی شدن، ما را به سمت یکپارچگی، مشارکت، تمدن اطلاعاتی، انعطاف پذیری، عدم قطعیت و ناپایداری و فردیت رهنمون می سازد. جهانی شدن، آنجا برای سازمان آموزش الکترونیکی اهمیت دارد که بدانیم مخاطبان آن در سرتاسر جهان قرار دارند و از طرفی نیازمند رعایت استانداردهای بین المللی است.
مدیریت دانش محور نیز استفادة خلاق، مؤثر و كارآمد از كليه دانشها و اطلاعات، با انگيزة مديريت تغييرات را به همراه خواهد داشت. اصل 44 قانون اساسی نیز دولت را مکلف به واگذار بسیاری از امور به بخش خصوصی و در عین حال نظارت و سیاست گذاری نموده است. ماموریتهای آموزشی سازمان نیز در حوزه های میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کاملا مشخص است.
جهانی شدن مجموعه ای از پارادوکسها را در خود دارد. کثرت در عین وحدت، فردیت در عین ملاحظات اجتماعی و ... بخشی از این پارادوکسها هستنند. در عین حال وقتی این پارادوکسها وارد حوزه مدیریت سنتی می شوند، تنشهائی را ایجاد می نمایند. اگر بخواهیم به تمام اصول صحیح جهان شناسی و نیز قواعد بومی وفادار بمانیم، به همراهی مدیریت دانش محور و اصل 44 قانون اساسی نیازمندیم. اگرچه این سه، اشتراکات فراوانی دارند ولی می توانند همپوشانی مناسبی داشته باشند.
توجه کنید که سازمان چه راه حلهائی برای راه اندازی سازمان آموزش الکترونیک دارد. اول اینکه می تواند یک بستر آموزش الکترونیکی راه اندازی نماید، محتوای آموزشی را فراهم نماید و دانشجویان را پشتیبانی نماید. این مدل را G2C می نامند. دوم اینکه در نقش دولت سیاستگذار، استانداردها را تعریف کند، موانع حقوقی را مرتفع نماید، ابزارهای نظارتی تعریف نماید، بر اجرای سیاستها و استانداردها نظارت کند و تمام تلاش خود را بر متقاعد نمودن بخش خصوصی برای سرمایه گذاری در این حوزه متمرکز نماید. البته باید آمادگی داشته باشد در حوزه هائی که برای بخش خصوصی به صرفه نیست به صورت مستقیم یا مشارکتی وارد شود. در این مدل، دولت تعامل با مشتریان را به بخش خصوصی واگذار می نماید. این مدل را G2B می نامند.
راه حل اول، در اولین نگاه، نقش حاکمیت دولت را در تمام بخشهای سیاستگذاری و اجرا تثبیت می نماید. ولی در تضاد با تمام اصول جهانی شدن، مدیریت دانش محور و اصل 44 قانون اساسی است. از طرف دیگر به مرور زمان علاوه بر افزایش هزینه های دولت، کاهش رضایتمندی مشتریان را به همراه خواهد داشت. علاوه بر اینکه نباید انتظار داشته باشیم دولت با همان سرعتی که ما انتظار داریم تمام ساختار و نگاه مدیریتی خود را دگرگون سازد. این مدل سرعت عملیاتی شدن بالائی دارد، ولی پس از یک بهار کوتاه، محکوم به شکست نهائی است.
راه حل دوم، شروعی بسیار کند خواهد داشت. چرا که باید استانداردها و موازین حقوقی تدوین گردند، مقیاسهای سنجش و نظارت، بررسی و طراحی شوند، محلهای مناسب و میزان سرمایه گذاریهای لازم مشخص گردند و در نهایت مدلهای تعامل با بخش خصوصی تنظیم شوند. توجه داشته باشید که در این مدل سازمان نقش حاکمیتی خود را در حوزه سیاستگذاری و نظارت حفظ خواهد نمود. ولی مدل کسب و کار با مشتریان به صورت B2C خواهد بود. سازمان به جای هرگونه ارائه خدمات مستقیم به مردم، با بخش خصوصی در تعامل خواهد بود. فعالیتهای مربوط به راه اندازی سامانه مدیریت آموزش الکترونیکی، تولید محتوای الکترونیکی، جذب مشتری، پشتیبانی کاربران و ... همه بر عهده بخش خصوصی خواهد بود.
همزمان سازمان به جای رقابت با بخش خصوصی، امکان حضور و رقابت عناصر مختلف بخش خصوصی را فراهم خواهد ساخت. بازار بزرگ مخاطبان را به تنهائی در اختیار نخواهد گرفت و لذا به کاربران امکان انتخاب آزادانه را خواهد داد. انعطاف پذیری، مشتری مداری، مدیریت دانش مدار، که از خصوصیات بارز بخش خصوصی است در این مدل اعمال می شود. تنوع برنامه های فنی و آموزشی، گستره وسیعی از خلاقیتها را در این حوزه اعمال خواهد نمود. سازمان با این کار هدف دیگری را نیز نشانه می رود، توسعه کارآفرینی. کارآفرینی چند لایه از جمله نتایج ثانویه این مدل است. کار آفرینی چند لایه به مفهوم ایجاد مشاغل زنجیره ای جدید در نتیجه ایجاد شغل فعلی است. لذا پیشنهاد می گردد ماموریت سازمان در حوزه آموزش الکترونیکی بدین صورت تعریف گردد:
"طراحی، تعریف و اجرای استانداردها، مقیاسها و ابزارهای ارزشیابی، سیاستهای کلان آموزش الکترونیکی سازمان، واگذار کردن امور اجرائی به بخش خصوصی در عین حفظ نقش نظارتی و سیاست گذاری."
اما هدف سازمان میراث فرهنگی از راه اندازی سازمان آموزش الکترونیکی چه می تواند باشد؟ این یک رویکرد مهم راهبردی برای سازمان میراث فرهنگی است. اما موارد زیر، بخشی از اهداف در دسترس هستند:
کاهش از بار اجرائی سازمان ناشی از آموزشهای حضوری
توسعه جغرافیائی آموزشهای موضوع فعالیت سازمان
ایجاد فرصت مساوی برای تمام علاقه مندان به موضوعات آموزشی سازمان خصوصا در حوزه صنایع دستی
ایجاد یک استاندارد یکسان آموزشی برای تمام مخاطبان آموزشی سازمان خصوصا در حوزه گردشگری
اهداف سازمان میراث در هر یک از بخشهای ماموریت سازمان می تواند ترکیبی از چند هدف فوق باشد. تعیین صحیح هدف در تعیین مسیر عملیات اجرائی نقش اصلی را ایفا می کند. در سازمان استان اصفهان هدف اصلی توسعه جغرافیائی آموزشهای هنرهای سنتی و صنایع دستی اصفهان همراه با ایجاد فرصت مساوی برای تمام علاقه مندان. تمام برنامه های بعدی بر اساس همین هدف تنظیم شدند. نتایج اولیه نشان می دهد که نناسب میان هدف اصلی، ماموریت و برنامه های اجرائی باعث موفقیت برنامه و رضایتمندی مخاطبان خواهد شد.
ایجاد زیرساختها:
اکنون با فرض انتخاب یکی از دو مدل G2C یا G2B به مرحله بعدی می رویم. قواعد این مرحله، اگر مدل G2C را انتخاب نمودیم به صورت مستقیم توسط سازمان و در صورت انتخاب G2B به صورت غیر مستقیم و در قالب توصیه یا تکلیف به بخش خصوصی اعمال می گردد. در این مرحله زیر ساختها به عنوان نخستین گامهای عملیاتی برپا می شوند.
زیر ساختهای حقوقی:
قوانین حاکم بر سازمان شرایط سختی را برای راه اندازی مراکز آموزشی خصوصی معتبر ایجاد نموده است. بخشی از آنها ناشی از تلاش سازمان در حفظ حریم میراث فرهنگی کشور و بخش دیگر میراث بر جای مانده از گذشته